ngoansarali

ngoansarali

http://ngoansarali.persianblog.ir

موسسه خیریه انصار علی ولی الله

موسسه خیریه انصار علی ولی الله

موسسه خیریه

موسسه خیریه انصار علی ولی الله

 
کاربر مهمان، خوش آمديد!   امروز  
 
فهرست اصلی
لينکهاي سريع

Google
  
            
     در كل اينترنت
     در اين سايت



درباره موسسه

منابع درآمد

شعبات موسسه

لينک هاي مفيد

آرشيو مطالب

لينک دوستان
اگر مي خواهيد با وبسايت ما تبادل لينک کنيد لينک ما را با نام " موسسه خیریه انصار علی ولی الله " قرار دهيد و در بخش تماس با ما و يا نظرات لينک خود را قرار دهيد.
نظرات تماس با ما

عضويت






نظرسنجي

بخش ويژه


خوش آمديد

معجزه

وقتی سارا دخترک هشت ساله ای بود، شنید که پدر و مادرش درباره برادر کوچکترش صحبت می کنند، فهمید که برادرش سخت بیمار است و آنها پولی برای مداوای او ندارند. پدر به تازگی کارش را از دست داده بود و نمی توانست هزینه جراحی پر خرج برادر را بپردازدو سارا شنید که پدر آهسته به مادر گفت: فقط معجزه می تواند پسرمان را نجات دهد. سارا با نارحتی به اتاق خوابش رفت و از زیر تخت قلک کوچکش را درآورد. قلک را شکست، سکه ها را روی تخت ریخت و آنها را شمرد، فقط 5 دلار. بعد آهسته از از در عقبی خانه خارج شد و چند کوچه بالاتر به داروخانه رفت. جلوی پیشخوان انتظار کشید تا داروساز به او توجه کند ولی داروساز سرش شلوغ تر از آن بود که متوجه بچه ای هشت ساله شود. دخترک پاهایش را به هم زد و سرفه کرد ولی داروساز توجهی نمی کرد، بالاخره حوصله سارا سر رفت و سکه ها را محکم روی شیشه پیشخوان ریخت. داروساز جا خورد و رو به دخترک کرد و گفت: چه می خواهی؟ دخترک جواب داد : برادرم خیلی مریض است، می خواهم معجزه بخرم، داروساز با تعجب پرسید : ببخشید؟! دخترک توضیح داد: برادر کوچک من، داخل سرش چیزی رفته و بابایم می گوید که فقط معجزه می تواند او را نجات دهد، من هم می خواهم معجزه بخرم، قیمتش چقدر است؟ داروساز گفت: متاسفم دختر جان ولی ما اینجا معجزه نمی فروشیم چشمان دخترک پر از اشک شد و گفت: شما را به خدا ، او خیلی مریض است، بابایم پول ندارد تا معجزه بخرد این هم تمام پول من است، من کجا می توانم معجزه بخرم؟ مردی که گوشه ایستاده بود و لباس تمیز و مرتبی داشت، از دخترک پرسید: چقدر پول داری؟ دخترک پولها را از کف دستش ریخت و به مرد نشان داد، مرد لبخندی زد و گفت: آه چه جالب فکر می کنم این پول برای خرید معجزه برادرت کافی باشد! بعد به آرامی دست او را گرفتو گفت: من می خواهم برادر و والدینت را ببینم، فکر می کنم معجزه برادرت پیش من باشد. آن مرد، دکتر آرمسترانگ فوق تخصص مغزو اعصاب در شیکاگو بود. فردای آن روز عمل جراحی روی مغز پسرک با موفقیت انجام شد و او از مرگ نجات یافت. پس از جراحی ، پدر نزد دکتر رفت و گفت: از شما متشکرم، نجات پسرم یک معجزه واقعی بود، می خواهم بدانم چگونه می توانم بابت هزینه جراحی از شما تشکر کنم و هزینه آن را پرداخت کنم دکتر لبخندی زد و گفت: فقط کافی است 5 دلار پرداخت کنید.


آخرين مطالب ارسالي
فال حافظ
آغاز به کار
هشدار هشدار
احسان و نیکوکاری
مددجویان
مدير موسسه
پروفايل مدير موسسه

آمار کاربران
 
چه کساني به ما لينک دادند؟

نويسنده:

فريد پوربزرگ


خانواده
زنان و اعتياد
توصيه هاي پيشگيرانه در مورد اعتياد
روانشناسي احساس
مطلبي براي زمستان
نسل چهارم مواد مخدر جوانان را تهديد ميکند
پدران بيشترين آزار دهندگان کودکان
آسيب هاي اجتماعي و زبان کلي گويي ما
مصرف دخانيات و مشروبات الکلي
کودکم دزدي ميکند
وصاياي امام علي به جوانان
آثار ايمان بر قلب و جسم جوانان
نيازهاي کودکان خود را ميشناسيد؟
6 نکته حياتي در تربيت کودکان
10 روش براي داشتن فرزندي مسئوليت پذير
15 تکنيک آموزشي مديريت براي کودکان
صد و شصت نکته در مورد مديريت
خانواده هاي خوشبخت و موفق
تمرين قدرشناسي
راههايي براي تقويت و تحکيم روابط خانوادگي
روشهاي علاقه مند نمودن کودکان به مطالعه و خواندن
چگونه شاد زندگي کنيم؟
چگونه استرس خود را بهتر اداره کنيم؟
بچه ها را در بزرگراه اينترنت تنها نگذاريد
نقش والدين در عدم گرايش فرزندان به مواد مخدر
چگونه عزت نفس را در فرزندان خود تقويت کنيم؟
به فرزندانتان کمک کنيد تا با استرس کنار بيايند
درک مشکلات روابط خانوادگي
چگونه روابط خود را بيمه کنيم؟

علمي

داستانهاي کوتاه آموزنده

موبايل

طنز و سرگرمي

پخش زنده شبکه ها

شبکه اول
شبکه دوم
شبکه سوم
شبکه چهارم
شبکه تهران
شبکه خبر
شبکه قرآن
شبکه جام جم يک
شبکه جام جم دو


صفحه اصلي  |  آرشيو |  نظرات شما  |  تماس با ما



..::: موسسه خيريه انصار علي ولي الله :::..

جديدترين اس ام اس ها و جوکها