آسیب‌های اجتماعی و زبان کلی گوی ما

آسیب‌های اجتماعی و زبان کلی گوی ما ‌- داوود پنهانی  روزنا 9 تیر 1386

آسیب‌های اجتماعی و زبان کلی گوی ما
روزنا 9 تیر 1386

 

هر پدیده اجتماعی معلول عوامل بی‌شماری است که کارشناسان در هنگام ریشه‌یابی آن مساله یا پدیده، آن عوامل را ذیل عوامل اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و... تقسیم‌بندی می‌کنند. این عوامل همیشه یک کلیت می‌سازند که در پناه آنها نمی‌توان به جزئیات دقیقی دست یافت.
بنابراین اشاره کلی همیشگی به این عوامل بدون ذکر جزئیات آن هیچ کمکی به حل مشکل نمی‌کند. به عبارتی ذکر نام از عوامل کلی اقتصادی، سیاسی یا فرهنگی بدون ارجاع به جزئیات مشخص و زیر شاخه‌های این عوامل به شکل یک دام زبانی از پیش تعیین شده درمی‌آید که جلوی ارجاع دقیق‌تر به ریشه‌های عوامل مذکور را از همان آغاز می‌گیرد. حال باتوجه به این نکته می‌توان با نگاهی متفاوت‌تر به تحلیل یک پدیده یا آسیب اجتماعی نگاه کرد. در بخشی از صحبت‌هایی که حول محور آسیب‌های اجتماعی مطرح می‌شود، برخی مسوولا‌ن و حتی کارشناسان برای ذکر دلا‌یل شکل‌گیری این مسائل اجتماعی، از همین زبان کلیشه‌های استفاده می‌کنند. طبق معمول همان عوامل اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی ورد زبان بسیاری است. ردخور هم ندارد. در بهترین حالت آنکه خیلی خود را آگاه‌تر از بقیه می‌داند، مثلا‌ لطف کرده و می‌گوید کار فرهنگی نسبت به برخورد ضربتی ارجحیت بیشتری برای مقابله با مسائل اجتماعی دارد. جمله‌ای ناگفته مشخص که از فرط وضوح گاه خود نیز به فراموشی سپرده می‌شود و به چشم نمی‌آید. نتیجه این کلی گویی‌ها نیز چیزی جز فراموشی بیشتر همان پدیده نیست. به عبارتی وقتی اینگونه سخن می‌گوییم و برآن نام بحث کارشناسی می‌گذاریم، از همان ابتدا با موضعی مشخص با زبان بی‌زبانی به مخاطب خود می‌گوییم که ما آمده‌ایم این بحث را با ایده‌های کلی خود به فراموشی بسپاریم. بحث این نیست که یک کارشناس یا برنامه‌ریز باید حتما بیاید و جزء به جزء مسائل وعوامل یک آسیب اجتماعی را واکاوی کند. بحث در این است که وقتی از مثلا‌ کارفرهنگی و تاثیر آشکار آن در کاهش آسیب‌های اجتماعی سخن می‌گوییم می‌توانیم به نقش نهادهای فرهنگ‌ساز و تاثیر آنها و اینکه هدف از تاسیس‌شان چه بوده و چرا تاکنون آنگونه که باید و شاید فعالیتی نکرده‌اند نیز اشاره کرد. می‌توان به این نیز اشاره کرد که همه نهادهای فرهنگی در جامعه به نوعی تحت‌نظر دولت بوده و جزئی از سیستم دولتی به شمار می‌آیند. پس اینکه چنین نهادهایی ناموفق عمل کرده‌اند، جز این است که برنامه‌های کنونی برنامه‌های تاثیرگذاری نبوده و چه و چه و چه... اگر مساله فرهنگی بوده باید به نقش نهادهای آموزشی از رسانه‌ای تا دانشگاهی نیز اشاره کرد. اینکه چرا نتوانسته‌اند براساس نیاز مخاطب برنامه‌ریزی داشته باشند. به نظر می‌رسد که بسیاری از برنامه‌های انجام گرفته در فاصله با مخاطب آن برنامه‌ها اجرا می‌شود، اگر غیر از این بود که تاکنون این برنامه‌ها تاثیر گذاشته بود و نیازی به ذکر عوامل کلی اقتصادی، اجتماعی یا فرهنگی نبود. در هرحال سخن بر سر نقش و تاثیر نهاد خاصی نیست. مسائل اجتماعی در جامعه به شکل ارگانیک عمل کرده و شکل‌گیری آنها در یک جامعه نمی‌تواند معلول یک عامل یا ضعف یک نهاد خاص باشد. می‌توان یک گزاره کلی دیگر را به همه گزاره‌های کلی پیش گفته افزود که مساله اجتماعی همیشه در حد فاصل خطوط گسل در لا‌یه‌های مختلف جامعه رشد کرده و قدرت می‌گیرند. وقتی یک پدیده اجتماعی اینگونه قدرت می‌گیرد با اقدام ضربتی هم نمی‌توان قدرت آن را از بین برد چه آنکه اقدام ضربتی همیشه فقط روبنای ساخت اجتماعی را در نظر می‌گیرد و قادر به مشاهده زیربنای آن نیست. در نتیجه اقدام عاجل را در پاکسازی چهره با هر سبک و سیاقی که خود بیشتر می‌پسندد، دانسته و چندان به عوامل ریشه‌ای دیگر که در شکل‌گیری آن پدیده موثر بوده نگاه نمی‌کند. در چنین ساختی که پاکسازی در روبناها همچون اقدامی ضربتی محسوب می‌شود، همیشه به دست نیروهای انتظامی صورت می‌گیرد. بگیروببند چند روزه و اظهار امیدواری به اینکه با برخورد اینگونه مشکل برای همیشه از بین می‌رود. اگر کسانی دوست دارند که چنین رویه‌ای را رویه‌ای پسندیده اعلا‌م کنند، اشکال ندارد مشکل در این است که وقتی برخورد انتظامی به رویه معمول یک برنامه‌ریز تبدیل می‌شود، این خود می‌تواند نشان‌دهنده ضعف یک سیستم در اجرای سایر برنامه‌ها باشد. اینجاست که کارشناس یا مقام مسوول هم هنگامی که در این‌باره مورد پرسش قرار می‌گیرد به جای تحلیل دقیق‌تر به ذکر همان کلی‌گویی‌های همیشگی پرداخته و از ذکر دائم عوامل اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی دریغ نمی‌کند. در آخر هم کسی متوجه نمی‌‌شود که بالا‌خره این عوامل اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و غیره کدام بودند. در نتیجه این نحوه سخن گفتن با نگفتن آن هیچ فرقی نمی‌کند. وقتی هم سخن به جایی برسد که گفتن و نگفتن‌اش با هم فرقی نداشته باشد، می‌توان اینگونه نتیجه گرفت که کار زیادی در زمینه مسائل اجتماعی صورت نگرفته و حال که هیچ کاری صورت نگرفته بهتر که هر چند ماه با یک برخورد ضربتی و با انحلا‌ل موقتی چند باند و مجرم وغیره کمی به موفقیت خود امیدوار باشیم.

/ 0 نظر / 7 بازدید