نیازهای کودکان خود را میشناسید ؟

http://lib.store.yahoo.net/lib/vitasprings/pedialean-children.jpg

در گذشته چنین تصور می شد که نیازهای تحولی کودک، به صورت سلسله مراتبی ظاهر می شود; یعنی اول نیاز به غذا، آب و سپس نیاز به محبت و رابطه محبت آمیز و بعد از آن سایر نیازها. اما اکنون چنین تلقّی می شود که نیازهای انسان به صورت بسیار ظریف و دقیق در هم تنیده و به هم مربوطند. برای مثال، حالات روحی و عاطفی کودک در جذب و هضم غذا و حتی در رغبت وی به غذا نقش دارد; و یک کودک افسرده ممکن است رغبتی به غذا نشان ندهد یا اگر غذا را ببلعد در هضم و جذب آن دچار مشکلاتی شود. این نشان می دهد که نیازهای آدمی به صورت طولی و سلسله مراتبی آشکار نمی شوند، بلکه نیازها در هم تنیده و همزمان هستند. رشد عاطفی، شناختی، اخلاقی و اجتماعی کودک مرهون ارضای نیازهای اساسی کودک به طور همزمان است; زیرا جنبه های تحولی کودک در همه ابعاد مزبور کاملا به هم مرتبط و غیرقابل تفکیکند.

همراه با نیازهای فیزیولوژیکی کودک، چهار نیاز اساسی وجود دارد که از بدو تولد ظاهر می شوند و باید همزمان با تغذیه کودک ارضا شوند.[1]این نیازها عبارتند از:

نیاز به عشق و امنیت

یکی از مهم ترین نیازهای کودکان که پایه و اساس روابط او را با دیگران تعیین می کند نیاز به محبت و امنیت است. نیاز به محبت و امنیت، نیازی است که رشد سالم شخصیت کودک به آن وابسته است و موجب می شود که کودک در آینده بتواند نقش پدر یا مادری دلسوز و مهربان را ایفا کند و به محبت و علاقه دیگران به نحو صحیح پاسخ دهد. مادر نخستین کسی است که در تأمین این نیاز به کودک کمک می کند، بعد از او، پدر و سپس  سایر افرادی که با کودک ارتباط دارند. اگر این نیاز به خوبی ارضا شود حس اعتماد به جهان پیرامون برای کودک به وجود می آید و او می تواند با دنیای در حال تغییر کنار بیاید. کودک احساس یکپارچگی شخصیت می کند و هویتی منسجم و پایدار در او شکل می گیرد. [2]

نیاز به کسب تجارب جدید

نیاز به کسب تجارب جدید برای رشد ذهنی کودک همان اثری را دارد که غذا برای رشد جسمانی او. دو عامل مهم در تأمین این نیاز نقش اساسی دارند: یکی بازی و دیگری زبان. کودک از طریق این دو، دنیای پیرامون خود را کشف می کند و راه مقابله با مشکلات را نیز می آموزد. جو عاطفی و فرهنگی خانواده و نیز دلمشغولی ها یا آرمان های والدین، می توانند در تقویت کردن، محدود ساختن یا رشد ذهنی کودک، نقش مؤثری داشته باشد. [3]

بازی کردن، به دو شیوه عمده نیاز به کسب تجارب جدید را برآورده می سازد: نخست کودک را قادر می سازد تا در مورد دنیای پیرامون خود، مطالبی بیاموزد. دوم، به کودک امکان می دهد تا با مسلّط ساختن خیال پردازی بر واقعیت و منطق، با هیجان های متعارض خود کنار بیاید و آنها را حل کند. همین طور زبان نیز در رشد فکری، نحوه استدلال و ایجاد ارتباط با دیگران نقش به سزایی دارد. البته منظور کمیّت گفتار کودک نیست، بلکه منظور کیفیت گفتار، پربار بودن، واضح بودن و نیز مربوط بودن آن به موضوع است. [4]

نیاز به تحسین و قدردانی

برای اینکه کودک بتواند ناتوانی و ضعف خود را جبران کند و به بزرگ سالی قدرتمند و مستقل تبدیل شود، به یادگیری عاطفی، اجتماعی و ذهنی نیاز دارد و مؤثرترین عامل در بروز این معنا در کودک، تحسین و قدردانی است. به عبارت دیگر، کودک برای اینکه به رشد و بالندگی برسد نیاز به تقویت و پاداش دارد و این نیاز حتی در افراد بزرگ سال و رشد یافته نیز وجود دارد; زیرا زندگی انسان همواره با دشواری ها، شکست ها و ناملایمات همراه است و کودک برای بزرگ شدن دایم باید با این سختی ها دست و پنجه نرم کند. از این رو، نیاز به مشوق های فراوان دارد. «بزرگ سالانی که کودک را دوست می دارند و کودک نیز آنها را دوست می دارد و مایل است تا خرسندشان سازد، با نشان دادن خوشحالی به دلیل موفقیت کودک، تشویق کردن او، این مشوق ها را برای او فراهم می کنند. تشویق کردن و خواسته های معقول را از کودک انتظار داشتن، پشتکار را در کودک به وجود می آورد. مناسب ترین سطح توقع ما از کودک هنگامی است که توقع موفقیتی را از او داشته باشیم که دستیابی به آن ممکن، اما مستلزم تلاش باشد. این سطح، در تمامی زمان ها و در مورد تمامی کودکان، یکسان نیست، بلکه باید با قابلیت های هر کودک خاص در زمان خاص و مرحله تحولی او متناسب باشد.» [5]

نیاز به مسئولیت پذیری

کودک به موازات رشد در سایر ابعاد، در حیطه مسئولیت پذیری نیز باید رشد کند تا هم در برابر خود و هم در برابر دیگران احساس مسئولیت کند. برای ارضای این نیاز، والدین یا افرادی که سرپرستی کودک را به عهده دارند باید به کودک اجازه دهند به تدریج کارهای خود مثل غذا خوردن، لباس پوشیدن و شستوشو کردن را خودش انجام دهد. همچنین برای تأمین این نیاز باید چیزهایی را در اختیار کودک قرار دهند; مثل وسایل شخصی. کودک با تصرف در آنها احساس می کند این چیزها در تملّک او قرار دارد. البته این به معنای آن نیست که والدین هیچ نظارتی بر کودک نداشته باشند و یا هیچ دخالت و اعمال سلیقه ای در کارهای کودک نکنند، بلکه به این معناست که به کودک میدان عمل و مسئولیت داده شود و شرایط را برای وی فراهم نمود که به صورت عملی بتواند کارهای مربوط به خود را تمرین کند و هر کجا نیاز به راهنمایی داشت او را راهنمایی کرد تا کم کم مسئولیت پذیری در کودک رشد کند.

درباره میزان تأثیر اشتغال زوجین بر فرزندان به سادگی نمی توان نظر داد; زیرا پیش از هر چیز باید شکل های مسئله را طرح نمود. سپس میزان و نوع نیاز فرزندان به حضور والدین در مقاطع مختلف سنی را مورد بررسی قرار داد تا در پایان بتوان قضاوت کرد که در چه صورتی اشتغال زوجین مضر، و در چه صورتی بدون اشکال است و حتی ممکن است فوایدی نیز داشته باشد.

پی نوشت ها :
1ـ پرنیگل میاکلم، نیازهاى کودکان، ترجمه نیّره ایجادى و جواد شافعى مقدم، تهران، رشد، 1380، ص 250.

2ـ همان، ص 251.

3ـ پرینگل میاکلم، پیشین، ص 251.

4ـ همان، ص 252.

5ـ همان، ص 253.

منبع: تبیان زنجان

/ 0 نظر / 10 بازدید